یادداشت‌های فلسفی

دین، زبان، فلسفه، انسان و درد

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

داستایفسکی - قسمت هایی از کتاب قمارباز

يكشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ۱۰:۱۸ ب.ظ
- شاید اینگونه باشد که روح، با گذر از نُه تویِ احساس‌ها، سیر نمی‌شود بلکه به واسطه‌ی آنها تحریک می‌شود و خواهان احساس‌های بیشتر و قوی‌تر می‌شود و آنقدر ادامه می‌دهد تا یکسره خسته و هلاک شود.
 
- آری، گاهی اندیشه‌ای که هرزه‌گردتر از آن نباشد، اندیشه‌ای که سخت محال در نظر آید، طوری وسوسه‌ی دایمی ذهن می‌شود که دست آخر آدم آن را شدنی می‌انگارد ...
تازه از این هم بیشتر؛ در جایی که چنین اندیشه‌ای با آرزویی قوی و پر شور جفت می‌شود، آدم چه بسا آن را محترم و ناگزیر و حکم ازلی بپندارد و وقوع آن را حتمی و مقدور بداند! شاید از این هم باز بیشتر، نوعی الهام، نوعی کوشش فوق العاده‌ی اراده، که تخیل‌آگین شده باشد، یا باز هم چیز دیگری - نمی‌دانم چی، اما به هر تقدیر، آن شب (که تا عمر دارم از یادم نمی‌رود) معجزه‌ای رخ داد ...

متصلیه

جمعه, ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ۰۳:۳۱ ب.ظ
وقت آن بود که یک دیداری با اوقات گذشته ام، تازه کنم، بنابراین تصمیم، با تکرار یک تجربه اما به روزتر و جدا از خذف و سانسىور، صفحه ای باز کردم که مطالبش ادامه دهنده ی راه یادداشت های خودم در پرشین بلاگ باشد. گاهی اوقات انقدر با خودم کلنجار می روم که چیزی ننویسم، حرفی نزنم، اصلاً مگر آگاهی با نوشتن و گفتگو و بحث بدست میاید. اگر اینطور بود تمام انسان های صاحب مکتب بعد از گفتگو و جدل، برای بشر پیغام و مکتب می آوردند، حال آنکه آنان که در تاریخ یادگاری از خود به نیکی برجاى گذارده اند، از ماندن در جنگل ها و پیمودن بیابان ها و گذراندن در غارها و همه را به تنهایی گذاردن بوده، که اینگونه برفروخته اند و نورشان برای همیشه ى بشر باقی گذاشته اند. بعد قلبم که درد می گیرد در می یابم که رسوا شده ام.
حال چگونه باشم؟
می دانم، اما نمی توانم، که من ضعیفم و نامطمئن، به خودم؛ که انسان بدرستی هر چه می کشد از خودش می کشد.
یادداشت‌های فلسفی

[ پروردگارا برای آنچه اهمیتی ندارد، چشمانی ضعیف به من بخش؛
و برای حقیقتِ خود، چشمانی روشن ]
دعایی متعلق به اُسقف آلبرتینی، نک به:
Dr. D. L. B. Wolff, Leipzig, 1854, iste, D.p. 293
مترجم: رویا منجم
..
در اینجا با انسان به معنی خاص کلمه سر و کار داریم. ببینیم چه‌هایش را چگونه می‌چیند و با خودش چگونه کنار می‌آید!
آیا راهی هست؟!
بعد از پنج سال که کم و بیش به انتشار نوشته‌هایم پرداختم، حالا بیشتر به این فکر می‌کنم که خطوط کلی را شفافتر و پررنگ‌تر از گذشته رسم کنم. لذا در اولین قدم، اسم وبلاگ را که سابق بر این با "یادداشت‌های یک نویسنده" شناخته می‌شد به "یادداشت‌های فلسفی" تغییر دادم.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید